رهامرهام، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 4 روز سن داره

رهام نفس مامان و بابا

روزای پاییزی

سلام آقا پسرکوچولوی تربچه   من اومدم برات بنویسم.اما دلتو خوش نکن ایندفه تعریف و تمجید نیست اومدم گله شکایت بکنم ازدست شلوغیات. مامانی به خدا خیلی خستم کردی.از وقتی از خونه مامان جون اینا برگشتیم حتی یک روزم آروم نبودی و اذیتم کردی.نمیدونم چرا وقتی جای دیگه هستیم و دروروبرمون شلوغه تو خیلی خوب و آرومی اما وقتی توخونه خودمونیم و میبینی مامانی دست تنهاس از صبح تا شب شلوغی میکنی و باعث میشی مامانی حسابی خسته کوفته بشه بابایی هم که از سرکار برمیگرده خسته اس و چنددیقه بیشتر نمیتونه مواظبت باشه و باز میمونیم من و تو.الان هم که دارم مینویسم رو پاهامی و نق میزنی. نمیدونم که چرا اینطوری بیقراری میکنی مریض که نیستی آثاری از دندون هم ک...
2 آذر 1392

5 ماهگی

  رهامم روزا تندو تند سپری شدن و شما امروز که روز تاسوعای حسینی هست 5 ماهه شدی.ورودت رو به ماه 6 ام زندگیت تبریک میگم قندعسلم.وای که چقدر زود تو بزرگ میشی و من نمیتونم این لحظه های شیرین رو نگه دارم. داریم راه میفتیم بریم خونه مامان جونی تا یه هفته ای رو اونجا بمونیم واسه همین مطلبمون  مختصرشد بعدا اگه تونستم ازونجا میام و این پست رو تکمیل میکنم. درضمن شهادت امام حسین و یاران باوفایش و روز عاشورا رو به همه نی نی های مسلمون و خونواده هاشون تسلیت میگیم. ...
22 آبان 1392

حال و هوای محرم

  سلام جگرگوشه دوست داشتنی مامان عزیزدلم بازم من شرمندت شدم که خیلی فاصله انداختم برا نوشتن خاطراتت  .آخه خوشگلم باور کن اصلا وقت نمیکنم بیام چون خیلی خیلی شلوغ شدی. رهام جون این ماه هم اتفاقات زیادی افتاد که  تلخ ترینشون فوت مادربزرگمون (مادربزرگ پدری من) بود.خیلی ناراحت شدم وقتی بهم زنگ زدن و خبرش رو دادن آخه طفلک مادربزرگت تورو ندیده بود و من قصد داشتم این سری که میرم شهرستان تورو ببرم نشونش بدم اما قسمت نشد .خدا رحمتش کنه 5شنبه هفته پیش رفت پیش خدا. ازخودت بگم که حسابی بزرگتر و شیرینترشدی.دیگه اشیارو قشنگ و محکم میگیری دستت .اسمتو خوب تشخیص میدی.با غریبه ها سردی و بغل اونایی که نمیشناسی نمیری و گریه میکنی.داخ...
19 آبان 1392

4 ماه گذشت

سلام جوجه فسقلی من عزیزم خیلی شرمنده که وبت رو نتونستم آپ کنم مطالبی هم که الان مینویسم مال یکی دوهفته گذشته میشه. اول از همه از خودت بگم.     جیگرخوردنی من حسابی بزرگ شدی ماه 4ام 7100 وزنت شد و 64 قدت.قربون شکلت بشم که خوب شیرتو میخوری و نیازی به غذای کمکی نداری. خنده ها و حرف زدنات بیشتر ازقبل شده و ادا اطوارات هم بامزه تر... قشنگ متوجه لحن کلام طرف مقابل میشی با خنده ها میخندی و وقتی یکمی باهات تند یا عصبی حرف میزنیم اخم میکنی و ساکت میمونی. دیگه راحت چپ و راست غلط میزنی یکی دوبارم کامل به پشت برگشتی.با جغجغه ها و دندونگیرت حسابی دوست شدی و باهاشون بازی میکنی.اشیارو با دستت میگیری و میتونی نگهشون داری.ا...
29 مهر 1392

4 ماهگی(پست موقت)

  رهامم قندم عسلم شیرین شیکرم جوووووووووووووووووونم     4 ماهه شدنت مبارک          مامانی نه تو حالت خوبه به خاطر واکسن 4 ماهگیت نه من به خاطر دندون دردم به خاطر همین بعدا میام پست جدیدو میذارم همراه با عکسای جدیدت   ...
22 مهر 1392

بازم فندق

سلام عسل مامان عزیزم بعداز سعی و تلاش فراوون الان(6 بعدازظهر) تونستم بخوابونمت و بیام سر وبلاگ.. از 10 صبح یکسره بیدار بودی عزیز دلم تو داری همینجوری بزرگ و بزرگتر میشی ومنم هر روز بیشتر از قبل بهت وابسته میشم.امروز دقیقا 3 ماه و 20 روزه دارمت و خدارو به خاطر داشتنت شاکرم.رهامم چندروزه که بد خواب و نق نقو شدی.شبا تا 2.5 یا 3 بیداری و گریه میکنی.خوابت میادا ولی نمیدونم چرا لج میکنی و نمیذاری مامان و بابا بخوابن.خنده هات بیشتر شده و حسابی جیغ و داد میکنی البته خنده هاتم دیگه تبدیل به قهقهه میشه وقتی ذوق میکنی.و اینکه کارم شده آب دهنتو پاک کردن همش دستمال به دستم که چشمه دهن شمارو جمع کنم.صبح تا شبم داری انگشتاتو میخوری اونم با چه ولعی بعضی...
10 مهر 1392

سفر یه هویی

سلام پسر شیطون من قبل از هرچیزی بگم امروز چهارشنبه 26 شهریور روز تولده خاله مریمه. این روزو بهش تبریک میگیم انشالاه 120 ساله شی خاله جوووووووووووووووون اما برم سر اصل مطلب... روز یکشنبه بابایی قرار بود برای یه کاری با یکی از دوستاش بره تهران ولی انگار برای دوستش مشکلی پیش اومده بود که نتونست با بابات بره واسه همین مجبور شدیم من و تو با بابایی همسفر بشیم تا تنها نره اون همه راه رو. توی راه خیلی اذیت شدی و مارم اذیت کردی حقم داشتی قربونت برم هم خیلی گرم بود  هم اینکه فعلا کوچیکی و تحمل مسافرت طولانی رو نداری.ولی خوب اولین مسافرت راه دورتم تجربه کردی ... داخل یه بانک اونقدر گریه کردی که مجبور شدم ببرمت نمازخونه اونجا بخوابونمت...
27 شهريور 1392