روزای پاییزی
سلام آقا پسرکوچولوی تربچه من اومدم برات بنویسم.اما دلتو خوش نکن ایندفه تعریف و تمجید نیست اومدم گله شکایت بکنم ازدست شلوغیات. مامانی به خدا خیلی خستم کردی.از وقتی از خونه مامان جون اینا برگشتیم حتی یک روزم آروم نبودی و اذیتم کردی.نمیدونم چرا وقتی جای دیگه هستیم و دروروبرمون شلوغه تو خیلی خوب و آرومی اما وقتی توخونه خودمونیم و میبینی مامانی دست تنهاس از صبح تا شب شلوغی میکنی و باعث میشی مامانی حسابی خسته کوفته بشه بابایی هم که از سرکار برمیگرده خسته اس و چنددیقه بیشتر نمیتونه مواظبت باشه و باز میمونیم من و تو.الان هم که دارم مینویسم رو پاهامی و نق میزنی. نمیدونم که چرا اینطوری بیقراری میکنی مریض که نیستی آثاری از دندون هم ک...
نویسنده :
م.م
20:28







